محمد حميد الله ( مترجم : سيد محمد حسينى )
384
مجموعة الوثائق السياسية للعهد النبوي و الخلافة الراشدة ( نامه ها و پيمانهاى سياسى حضرت محمد ( ص ) و اسناد صدر اسلام ) ( فارسي )
( 1 ) 233 امان نامهاى براى نمر ( 1 ) بن تولب عكلىّ ابو عبيد ، ش 30 ؛ ابن سعد ، ج 1 / 2 ص 30 ( ش 48 ) ؛ ابن حنبل 5 / 77 - 78 ، 363 ؛ عمخ ش 23 ، 40 ؛ قلقش 13 / 329 - 330 ؛ ابن طولون ش 7 / 1 ، 2 ؛ الأغانى 19 / 158 ؛ كنز العمّال ج 2 ش 5809 ؛ الزّرقانى 3 / 333 ؛ الاستيعاب ش 1376 ؛ الزّيلعى ش 5 ؛ ابى داود 19 / 21 حديث 9 ؛ المغازى ، ابن اسحاق ( چ فاس ) ش 452 ؛ المصنّف ، ابن ابى شيبه ( خطّى نور عثمانيه در استانبول ) ورق 98 / ب ؛ معجم الصّحابة ، ابن قانع ( خطّى ) ورق 183 / ب ؛ المنتقى ، ابن جارود ، ش 1099 ؛ المصنّف ، عبد الرّزّاق ش 7877 . مقابله كنيد : ابن حجر ، ش 8312 ؛ ابن سعد ، ج 7 / 1 ص 26 . بنگريد : اشپرنگر 3 / 237 ( تعليقهء نخست ) ؛ كايتانى 9 / 92 . از أبى العلاء بن عبد اللّه بن الشّخّير روايت است كه گفت : مادر مربد ( 2 ) بوديم - ( يعنى مربد مدينهء منوّره ، زيرا هنگامى كه صحرانشين ( ياد شده در اين نامه ) از كنار پيامبر مىرود ، مىخواهد بداند كه پيامبر ( ص ) براى او و خاندانش چه نوشته است ) - كه عربى بيابانى با تكه پوستى دبّاغى شده نزد ما آمد و گفت : كسى در ميان شما هست كه خواندن بداند ؟ با شگفتى دريافتيم كه در آن نوشته شده است ( 3 ) : به نام خداوند بخشايندهء بخشايشگر از محمّد پيامبر خدا براى فرزندان زهير بن أقيش ( 4 ) از قبيلهء عكل : اگر شما گواهى دهيد كه خدايى جز اللّه نيست و محمّد فرستادهء اوست ؛ نماز گزاريد و زكات دهيد و از مشركان كناره گيريد ؛ يك پنجم غنيمتها و سهم پيامبر و « صفىّ » ( 5 ) ( سهم گزيدهء ) وى را بپردازيد ، بىگمان ، در پناه خدا و پيامبر وى با آرامش خواهيد زيست . 1 . نمر پسر تولب عكلى ، مردى زبانآور و شاعر و بخشنده بود و از زندگانى دراز ، برخوردار گشته بود . وى به نمايندگى از سوى مردم قبيلهء خويش ، نزد پيامبر ( ص ) رفت ( الاشتقاق ، 138 ؛ الفائق 2 / 212 - 213 ) . - م . 2 . مربد يعنى جايگاه چهارپايان و نيز جايگاه و خرمن خرما . مربد بصره نيز يكى از شناختهترين جاهاى اين شهر بود و از ديرباز ، بازار شتر در آنجا بود . سپس يكى از بزرگترين محلهاى زندگى مردم بصره گشت كه سخنوران در آنجا ايراد خطبه مىكردند و شاعران نيز اشعار مفاخرهاى خود را در آنجا مىخواندند ( ياقوت 4 / 483 - 84 ؛ لسان 3 / 171 ) . - م . 3 . ابن دريد مىنويسد : اين نامه هم اكنون نيز در دست ايشان است ( الاشتقاق ، 183 ) . - م . 4 . أقيش مصغّر وقش است . بنى زهير ، تيرهاى از قبيله عكل هستند ( طبقات ابن سعد ، ج 1 / 2 ص 30 ) . - م . 5 . كان للنبىّ ( ص ) سهم رجل ، شهد الوقعة أو غاب عنها ؛ و الصّفىّ و هو ما اصطفاه من عرض المغنم قبل القسمة ، من فرس ، أو غلام ، أو سيف ، أو ما أحبّ ؛ و خمس الخمس ( الفائق 2 / 212 - 13 ) . يعنى پيامبر خدا ( ص ) چه در پيكار با دشمن ، شركت مىجست يا شركت نمىجست ، داراى سهم يك مرد از غنايم جنگى بود . نيز ، وى داراى حقّ صفىّ و يك پنجم از يك پنجم دست آوردههاى جنگى بود . صفىّ : مقدارى از دارايى غير نقدى غنيمتها مانند اسب ، غلام ، شمشير يا هر آنچه كه وى دوست مىداشت ، بود ، كه پيش از بخش كردن غنايم ، آن را بر مىگزيد . پيامبر خدا ( ص ) به جاى زكات كه بر وى حرام گشته بود ، اختصاصا از اين سه حق ، بهرهمند مىگشت ( نيز بنگريد : پيمان 40 پانوشت 4 ) . - م .